صفحه اصلی » ژست عکاسی دخترانه
ژست خوب با تقلید عکس های اینترنتی ساخته نمی شود، با فهمیدن منطق آن ساخته می شود. در این راهنما یاد می گیرید انتقال وزن و منحنی S، زاویه صورت و چانه، جای دست ها، شال و روسری به عنوان عنصر کادر، ارتفاع دوربین، فاصله کانونی لنز و نور پنجره چطور عکس شما را تغییر می دهند و ژست های نشسته، ایستاده، در حرکت، شهری و با وسیله را طبیعی اجرا کنید.

عکسی که از آن خوشتان می آید، معمولاً به خاطر صورت یا لباس خوب نیست؛ به خاطر چند تصمیم کوچک است که چند ثانیه قبل از فشردن شاتر گرفته شده: وزن روی کدام پاست، شانه ها چقدر چرخیده اند، چانه کجاست و دست ها مشغول چه کاری هستند. جست وجوی تصاویر گوگل هزاران نمونه ژست عکاسی دخترانه جلوی چشمتان می گذارد، اما نمی گوید چرا آن عکس ها جواب داده اند و چرا وقتی همان حالت را تقلید می کنید، نتیجه خشک و غریبه از آب درمی آید.
در این مطلب یاد می گیرید:
وقتی کسی جلوی دوربین معذب است، بدنش ناخودآگاه به امن ترین حالت برمی گردد: وزن مساوی روی دو پا، زانوهای قفل شده، شانه ها صاف رو به لنز و دست ها آویزان کنار بدن. در تصویر دوبعدی، حاصل این حالت یک شکل عمودی تخت و بی حرکت است.
راه حل این مشکل قرن ها پیش در مجسمه سازی پیدا شد و نامش کنتراپوستو است. وقتی وزن روی یک پا می رود، لگن در سمت همان پا کمی بالا می آید و شانه ها به طور طبیعی در جهت مخالف کج می شوند. این دو خط مورب ناهمسو، بدن را به شکل یک منحنی نرم S درمی آورند و چشم بیننده آن را به عنوان آرامش و زنده بودن می خواند، نه ایستادن برای عکس.
در فیگور عکاسی دخترانه با مانتو یا لباس پوشیده، این منحنی از روی خط کلی لباس و افتادگی شال دیده می شود، نه از روی جزئیات بدن. پس لازم نیست اغراق کنید؛ شکستن زیاد لگن با لباس گشاد بیشتر شبیه از دست دادن تعادل به نظر می رسد. همین منطق در ژست عکاسی مردانه هم هست، با این تفاوت که آنجا انحنا عمداً کمتر نگه داشته می شود.
دستور عملی: وزن را روی پای عقب بگذارید، یعنی پایی که از دوربین دورتر است. زانوی پای جلو را کمی خم کنید و آن را اندکی به سمت پای دیگر بیاورید. هرگز زانوها را قفل نکنید؛ زانوی قفل شده در عکس به شکل خشکی کل بدن دیده می شود.
صورت را می شود از سه زاویه اصلی عکاسی کرد: روبه رو، سه رخ و نیمرخ. نمای سه رخ، یعنی وقتی صورت حدود چهل و پنج درجه از لنز چرخیده، پرکاربردترین زاویه پرتره است؛ چون سایه کنار بینی به صورت عمق می دهد و گونه دورتر کمی باریک تر دیده می شود. یک قاعده قدیمی پرتره می گوید در نمای سه رخ، نوک بینی نباید از خط گونه دورتر بیرون بزند؛ اگر بزند، صورت حالت نیمه کاره پیدا می کند.
مهم ترین جزء بعدی چانه است. وقتی کسی معذب است، چانه را عقب می کشد و زیر فک چین می افتد. راه حل این است که چانه را کمی به جلو بیاورید و بعد کمی پایین بدهید؛ مثل لاک پشتی که سر از لاک بیرون می آورد. این تکنیک وقتی روسری زیر چانه بسته شده اهمیت دوچندان دارد، چون پارچه خودش بخشی از خط فک را می پوشاند و هر عقب کشیدنی، صورت را در پارچه فرو می برد.
یک کج کردن ملایم سر به سمت شانه بالاتر هم به صورت نرمی می دهد. برای نگاه، به جای خیره شدن به لنز، تصور کنید به کسی پشت دوربین نگاه می کنید که دوستش دارید؛ پلک پایین کمی جمع می شود و نگاه حالت زنده پیدا می کند.
بهترین راه برای آرام کردن دست ها این است که به آن ها کاری بدهید: لبه شال را بگیرند، بند کیف را نگه دارند، سرآستین را مرتب کنند یا یقه را لمس کنند. یک نکته دیگر هم در ژست عکاسی زنانه اهمیت دارد: دست را به بدن نچسبانید. بازویی که به پهلو فشرده شده، هم خودش پهن تر دیده می شود و هم کمر را پهن نشان می دهد. یک فاصله کوچک بین بازو و بدن، فضای خالی ایجاد می کند و خط کمر را حتی زیر مانتو مشخص می کند.
بسیاری شال و روسری را چیزی می دانند که باید در عکس تحملش کرد. از نگاه عکاس، ماجرا برعکس است: شال یک توده رنگ و یک خط است که درست کنار مهم ترین بخش تصویر، یعنی صورت، قرار گرفته و می شود با آن کادر را طراحی کرد.
رنگ و جنس پارچه هم کار نوری انجام می دهند. شال روشن نزدیک صورت مثل یک بازتاب دهنده کوچک نور را به زیر چانه و گونه ها برمی گرداند و سایه ها را نرم می کند. رنگ های خیلی اشباع، مثل سبز یا بنفش تند، ممکن است رنگ خود را روی پوست بیندازند. برای عکس نزدیک، شال ساده و بدون طرح شلوغ بهتر است؛ طرح ریز و پرکنتراست با صورت برای جلب توجه رقابت می کند.
دستور عملی: قبل از عکاسی شال را با سنجاق ثابت کنید و بعد از هر چند عکس، لبه آن را در نمایشگر دوربین چک کنید. در فضای باز اگر باد می آید، با آن نجنگید؛ یک سر شال را رها کنید تا در باد حرکت کند و این حرکت را بخشی از عکس کنید.
نشستن بدن را جمع می کند و اگر حواستان نباشد، شکم و ران ها به اولین چیزی تبدیل می شوند که به لنز نزدیک است. قاعده اول این است که روی لبه جلوی صندلی بنشینید، نه ته آن و نه تکیه داده به پشتی. ستون فقرات از لگن صاف بالا بیاید و بالاتنه کمی به سمت دوربین متمایل شود. این حرکت صورت را به لنز نزدیک تر و بدن را دورتر می کند؛ چیزی که هر پرتره ای به آن نیاز دارد.
زانوها را مستقیم رو به دوربین نگیرید. هر چیزی که مستقیم به سمت لنز بیاید، به دلیل کوتاه نمایی بزرگ تر و کوتاه تر دیده می شود. پاها را کمی به یک سمت بچرخانید، مچ پاها را روی هم بیندازید و بعد بالاتنه را به سمت دوربین برگردانید. همین چرخش بین پایین تنه و بالاتنه، منحنی S را در حالت نشسته هم حفظ می کند.
در عکس تمام قد، بیشتر از ژست، جای دوربین تعیین می کند که بدن چطور دیده شود. اگر عکاس ایستاده و از ارتفاع چشم خودش با لنز واید عکس بگیرد، سر بزرگ تر و پاها کوتاه تر از واقعیت دیده می شوند، چون سر به لنز نزدیک تر است. راه حل این است که دوربین تا ارتفاع کمر یا کمی پایین تر بیاید و عکاس چند قدم عقب برود و زوم کند.
برای پاها، ژستی که عکاسان مد به آن تکیه می کنند ساده است: پای عقب وزن را می گیرد و نوکش کمی به بیرون است؛ پای جلو سبک است و نوکش رو به دوربین یا کمی کنار آن. در کادربندی هم زیر پاها کمی فضا بگذارید و هرگز پا را از مچ قطع نکنید؛ پایی که در لبه کادر بریده شده، حس ناتمام بودن به کل عکس می دهد.
مطمئن ترین راه برای از بین بردن خشکی، حذف خود ژست است. اما وقتی می گویید «تا آن ستون آرام راه برو و برگرد»، ذهنش مشغول یک کار واقعی می شود و بدن خودش هماهنگ حرکت می کند.
در راه رفتن به سمت دوربین، آهسته تر از حالت عادی قدم بردارید و پاها را کمی روی یک خط فرضی بگذارید. معمولاً بهترین فریم لحظه ای است که پای جلو تازه به زمین رسیده و پاشنه پای عقب بالا آمده؛ بدن در این لحظه کشیده ترین حالت را دارد. چرخیدن هم برای شال و مانتو بلند جادو می کند: پارچه باز می شود و حجم می سازد. برای ثابت کردن حرکت پارچه سرعت شاتر حدود یک پانصدم ثانیه لازم است؛ اگر کمی محوشدگی هنری می خواهید، سرعت را پایین بیاورید.
همین اصل که «به سوژه کار بده، نه ژست» در کار تجاری ما هم پایه هدایت افراد جلوی دوربین است. در خدمات عکاسی صنعتی و در تولید فیلم صنعتی، کارگر و اپراتور و کارشناس هیچ وقت برای دوربین ژست نمی گیرند؛ از آن ها خواسته می شود کار واقعی خودشان را انجام دهند و عکاس یا فیلمبردار جای دوربین، نور و لحظه را تنظیم می کند. هدف متفاوت است، اما ابزار کارگردانی یکی است.
پنجره یکی از بهترین منابع نور پرتره است، به شرط آنکه آفتاب مستقیم از آن داخل نیاید. قانون پایه ساده است: هر چه منبع نور نسبت به سوژه بزرگ تر و نزدیک تر باشد، سایه ها نرم تر می شوند. پس سوژه را نزدیک پنجره ببرید، نه وسط اتاق.
یک قاعده عملی همه این ها را ساده می کند: صورت را همیشه کمی به سمت نور بچرخانید تا در چشم ها بازتاب نور دیده شود؛ چشمی که نقطه نور ندارد، بی جان به نظر می رسد. برای روشن کردن طرف سایه، یک ملحفه سفید یا مقوای سفید در طرف مقابل پنجره کافی است. نکته دیگر اینکه نور با دور شدن از پنجره به سرعت ضعیف می شود؛ پس اگر پس زمینه چند متر عقب تر از سوژه باشد، به طور طبیعی تیره تر می شود و سوژه از آن جدا می افتد.
شهر پر از خط، قاب و بافت است و ژست شهری خوب از همین ها استفاده می کند. خطوط پیاده رو، نرده ها و نمای ساختمان ها می توانند چشم را به سمت سوژه هدایت کنند. درگاه ها، طاق ها و پنجره های قدیمی، به خصوص در معماری ایرانی، یک قاب درون قاب می سازند که سوژه را برجسته می کند.
دو مشکل همیشگی عکس شهری، پس زمینه شلوغ و نور تند ظهر است. لنز بلندتر با دیافراگم باز پس زمینه را محو می کند. برای نور تند، سوژه را به سایه ساختمان ببرید و رو به آسمان باز بایستد؛ نور سایه باز نرم و یکدست است. اگر لوکیشن شما به جای شهر پارک یا دشت است، راهنمای ژست عکاسی در طبیعت نکته های مخصوص همان فضا را دارد.
وسیله دو مشکل را با هم حل می کند: به دست ها کار می دهد و برای حالت چهره دلیل می سازد. لبخند به یک فنجان چای داغ یا نگاه به صفحه کتاب، طبیعی تر از لبخند بی دلیل به لنز است.
اگر ترجیح می دهید چهره در عکس نباشد، همین وسایل بهترین ابزارند؛ دست ها با فنجان، کتابی که صورت را پوشانده یا قاب از پشت سر. ایده های بیشتر را در مطلب ژست عکاسی بدون چهره ببینید.
سه کادر اصلی پرتره را بشناسید: تمام قد که کل بدن و محیط را نشان می دهد، نیم تنه که از حدود کمر یا ران به بالاست و کلوزآپ که سر و شانه ها را می گیرد. یک قاعده ساده کادربندی این است که هرگز روی مفصل برش نزنید؛ یعنی کادر نباید درست از مچ پا، زانو، آرنج یا مچ دست بگذرد.
اما مهم ترین نکته فنی این بخش، رابطه فاصله و لنز است. آنچه تناسب صورت را تغییر می دهد، در اصل فاصله دوربین از سوژه است و لنز فقط تعیین می کند از آن فاصله چقدر از صحنه در کادر بیاید. اگر با لنز واید از فاصله نزدیک کلوزآپ بگیرید، بینی که نزدیک ترین بخش صورت است بزرگ تر و گوش ها کوچک تر دیده می شوند. به همین دلیل برای کلوزآپ معمولاً لنز حدود ۸۵ میلی متر، برای نیم تنه حدود ۵۰ میلی متر و برای تمام قد محیطی ۳۵ میلی متر انتخاب می شود. دوربین اصلی گوشی موبایل واید است؛ پس برای پرتره، به جای نزدیک شدن، عقب بروید و از لنز دو یا سه برابر استفاده کنید.
ارتفاع دوربین را هم با کادر تنظیم کنید: برای کلوزآپ هم سطح چشم یا کمی بالاتر، برای نیم تنه حدود سینه و برای تمام قد حدود کمر. چشم ها را روی خط یک سوم بالایی کادر بگذارید و در جهتی که سوژه نگاه می کند، فضای بیشتری خالی بگذارید تا نگاه به لبه کادر نخورد.
برای عکس پروفایل، کادر نیم تنه یا سر و شانه با صورت سه رخ، چانه کمی جلو و پایین و نگاه مستقیم به لنز بهترین نتیجه را می دهد. شانه ها را کمی از دوربین بچرخانید و سر را به سمت لنز برگردانید.
بله، همه اصول ژست به دوربین بستگی ندارند. فقط چون لنز اصلی گوشی واید است، برای پرتره از لنز دو یا سه برابر یا حالت پرتره استفاده کنید و به صورت خیلی نزدیک نشوید.
به جای ایستادن و منتظر ماندن، کاری انجام دهید: راه بروید، شال را مرتب کنید، فنجان را بردارید یا با عکاس حرف بزنید. چند دقیقه اول عکس ها معمولاً خشک هستند؛ این طبیعی است و بعد از عادت کردن به صدای شاتر، بدن رها می شود.
رنگ های روشن و ملایم مثل کرم، طوسی روشن و رنگ های خاکی نور را به صورت برمی گردانند و پوست را روشن تر نشان می دهند.
Social Network
Share this Page on Social Page
صفحات مرتبط با مقاله مذکور
نگارش و تالیف مقاله
خدمات استودیو ناین

دیگر مقالات
دسترسی سریع به مطالب وب سایت
از بخش زیر میتوانید از دیگر بخش های وب سایت بازدید نمایید